بسیاری از والدین وقتی فرزندشان را با همسالانش مقایسه میکنند، نیت بدی ندارند. معمولا پشت این رفتار یک نگرانی ساده است: نکند عقب بماند، نکند فرصت های خوب را از دست بدهد، نکند نتواند از پس زندگی بربیاید. اما کودک مقایسه را مثل یک پیام عاطفی دریافت میکند، نه مثل یک تحلیل منطقی. او از لحن، نگاه و تکرار جمله ها نتیجه میگیرد که ارزشمندی اش مشروط است و باید شبیه دیگری شود تا تایید بگیرد. مشکل اینجاست که حتی مقایسه های به ظاهر کوچک هم میتوانند در ذهن کودک ریشه بدوانند؛ چون کودک هنوز ابزارهای لازم برای جدا کردن نقد رفتار از نقد شخصیت را ندارد. به همین دلیل، اثرات مقایسه کودکان با یکدیگر اغلب آرام، تدریجی و پنهان شکل میگیرد و بعد از مدتی خودش را به شکل اضطراب، افت انگیزه، حساسیت به قضاوت، یا حتی دلخوری خاموش از خانواده نشان میدهد. از طرف دیگر، سرعت رشد کودکان یکسان نیست. یکی زودتر حرف میزند، دیگری دیرتر اما عمیق تر یاد میگیرد. یکی اجتماعی تر است، دیگری آرام تر و دقیق تر. وقتی این تفاوت طبیعی نادیده گرفته میشود، کودک وارد مسابقه ای میشود که قواعدش را خودش انتخاب نکرده و همین حس ناعادلانه بودن، پایه خیلی از واکنش های رفتاری و عاطفی بعدی است. در این مقاله از سایت دکتر شهین سعیدی فرد به بررسی اثرات مقایسه کودکان با یکدیگر میپردازیم، همراه ماباشید.
اثرات مقایسه کودکان با یکدیگر بر عزت نفس و تصویر ذهنی از خود
کودک برای ساختن عزت نفس، به پیام های تکرارشونده نیاز دارد؛ پیام هایی مثل پذیرفته شدن، دیده شدن و ارزش داشتن. مقایسه وقتی تکرار میشود، دقیقا روی همین نقطه دست میگذارد و به کودک میفهماند معیار ارزشمندی او بیرون از خودش است. در این شرایط، کودک ممکن است به دو مسیر متفاوت برود: یا عقب نشینی کند و بگوید من نمیتوانم، پس تلاش هم فایده ندارد؛ یا وارد کمال گرایی شود و دائم بترسد که مبادا نقصی دیده شود. هر دو مسیر، هزینه دارد. در مسیر اول، اعتمادبه نفس کاهش پیدا میکند و کودک از تجربه های جدید میترسد. در مسیر دوم، کودک ظاهرا موفق تر به نظر میرسد اما درونش آرامش ندارد و از اشتباه کردن وحشت دارد. اینجا اثرات مقایسه کودکان با یکدیگر فقط محدود به احساس ناراحتی نیست، بلکه روی هویت اثر میگذارد و کودک کم کم خودش را با برچسب هایی مثل کم استعداد، کند، یا دوست نداشتنی تعریف میکند. وقتی این تصویر ذهنی شکل گرفت، حتی تعریف و تشویق هم ممکن است اثر کمتری داشته باشد، چون کودک باور کرده که ارزشش باید ثابت شود، نه اینکه از ابتدا محترم باشد.

اثرات مقایسه کودکان با یکدیگر بر انگیزه، درس و عملکرد واقعی
برخی والدین تصور میکنند مقایسه، محرک خوبی برای پیشرفت است. واقعیت این است که مقایسه ممکن است یک حرکت کوتاه مدت بسازد، اما اغلب انگیزه سالم را تضعیف میکند. کودک به جای اینکه برای یادگیری و رشد خودش تلاش کند، برای فرار از سرزنش یا برای گرفتن تایید میدود. این نوع انگیزه، شکننده است. اگر نتیجه خوب شود، کودک آرام نمیشود چون میترسد دفعه بعد نتواند تکرار کند. اگر نتیجه خوب نشود، احساس شکست را شدیدتر تجربه میکند، چون شکست را برابر با کم ارزش بودن میبیند. در محیط مدرسه، اثرات مقایسه کودکان با یکدیگر میتواند به شکل ترس از امتحان، بی میلی نسبت به درس، یا اهمال کاری خودش را نشان بدهد. کودک گاهی تکلیف را عقب می اندازد نه از تنبلی، بلکه از ترس اینکه تلاش کند و باز هم کافی نباشد. حتی کودک های پرتلاش هم ممکن است زیر فشار مقایسه، علاقه شان به یادگیری را از دست بدهند و فقط به نمره و رتبه بچسبند. در چنین شرایطی، رشد واقعی کند میشود چون ذهن کودک به جای یادگیری، درگیر دفاع از خودش است.

اثرات مقایسه کودکان با یکدیگر بر رابطه والد و فرزند و رفتارهای پنهان
کودک از والدینش انتظار دارد جای امن او باشند؛ جایی که بتواند اشتباه کند، حرف بزند و قضاوت نشود. وقتی مقایسه وارد رابطه میشود، این امنیت کم کم ترک برمیدارد. کودک ممکن است کمتر حرف بزند، احساساتش را پنهان کند یا بعضی واقعیت ها را نگوید تا وارد چرخه مقایسه و سرزنش نشود. گاهی هم کودک برای جلب توجه یا دفاع از خودش، پرخاشگرتر میشود یا بهانه میگیرد. اینجاست که اثرات مقایسه کودکان با یکدیگر شکل پنهان تری پیدا میکند: فاصله عاطفی، پنهان کاری، حساسیت شدید به انتقاد، یا حتی رقابت ناسالم با خواهر و برادر. علاوه بر این، مقایسه میتواند نقش های ناعادلانه در خانه بسازد؛ یکی همیشه الگو و دیگری همیشه عقب مانده. کودک اول زیر فشار میماند که مبادا سقوط کند، کودک دوم هم باور میکند که شانسی برای دیده شدن ندارد. نتیجه نهایی، فرسودگی عاطفی خانواده است؛ چون گفت و گوها به جای ارتباط، به نتیجه و قضاوت محدود میشود.
اثرات مقایسه کودکان با یکدیگر و راه جایگزین برای تربیت رشد محور
قطع مقایسه به معنی پایین آوردن توقع نیست. معنی اش این است که معیار را عوض کنید: پیشرفت نسبت به خود کودک، نه نسبت به دیگران. وقتی والدین به جای گفتن چرا مثل فلانی نیستی، روی مسیر کودک تمرکز میکنند، کودک هم مسئولیت پذیرتر میشود چون هدف را قابل دسترس میبیند. برای کم کردن اثرات مقایسه کودکان با یکدیگر بهتر است زبان خانه از رتبه دادن به توصیف تغییر کند. یعنی به جای قضاوت شخصیت، رفتار و روند را توصیف کنید و با کودک برای اصلاحش برنامه بسازید. همچنین بهتر است هدف ها متناسب با ویژگی های فرزند تعریف شوند؛ نه آنقدر بزرگ که شکست بسازد، نه آنقدر کوچک که بی انگیزگی بیاورد. نکته مهم دیگر این است که مقایسه های به ظاهر مثبت هم میتوانند آسیب بزنند؛ مثل اینکه بگویید تو از همه بهتری، چون کودک را به تایید بیرونی وابسته میکند و او را وارد رقابتی دائمی نگه میدارد. وقتی کودک بفهمد ارزشش ثابت است و فقط قرار است بهتر از دیروز خودش حرکت کند، هم آرام تر میشود و هم پیشرفت پایدارتر خواهد داشت.
نتیجه گیری
مقایسه کردن معمولا از نگرانی می آید، اما پیامدهایش میتواند سنگین باشد. اثرات مقایسه کودکان با یکدیگر اغلب فوری و پر سر و صدا نیست؛ به همین دلیل گاهی دیر دیده میشود. این اثرات میتواند از افت عزت نفس و اضطراب شروع شود و به کاهش انگیزه، سرد شدن رابطه و شکل گیری رفتارهای پنهان برسد. جایگزین بهتر، تمرکز روی رشد فردی کودک است؛ یعنی دیدن تلاش، شناخت تفاوت های طبیعی و ساختن معیارهای واقع بینانه برای پیشرفت. وقتی کودک مطمئن باشد که دوست داشته شدنش وابسته به برتری نسبت به دیگران نیست، با خیال راحت تر یاد میگیرد، اشتباه میکند، اصلاح میشود و مسیر خودش را جدی میگیرد.