ترس از مدرسه یک مشکل شایع اسن! صحنهی آشنایی است: صبح فرا رسیده، اما فرزندتان با چشمانی گریان و بهانههای مختلف از رفتن به مدرسه امتناع میکند. شکایت از دلدرد، سردرد یا التماس برای ماندن در خانه، میتواند هر روز صبح را به یک میدان نبرد استرسزا برای والدین و کودک تبدیل کند. گرچه این مشکل شایع است، اما دلایل ریشهای و راهکارهای مؤثر آن اغلب غافلگیرکننده و برخلاف تصور عمومی هستند و در حالی که برای کودکان کمسنتر این ترس اغلب ریشه در اضطراب جدایی دارد، برای دانشآموزان بزرگتر، دلایل میتواند پیچیدهتر و مربوط به مسائل تحصیلی یا اجتماعی باشد. این مقاله با تکیه بر تحقیقات روانشناسی کودک، پنج نکتهی کلیدی و تأثیرگذار را بررسی میکند تا به شما کمک کند این چالش را با درک عمیقتر و کارایی بیشتر مدیریت کنید. در این مطلب از سایت دکتر شهین سعیدی فرد به بررسی ترس از مدرسه و راه حل های آن می پردازیم. همراه ما باشید.
ترس فقط در ذهن کودک نیست: علائم جسمی کاملاً واقعی هستند
یکی از بزرگترین اشتباهات والدین، نادیده گرفتن شکایتهای جسمی فرزندشان است. وقتی کودکی که از مدرسه میترسد از سردرد، شکم درد، تهوع، استفراغ، اسهال، و تپش قلب شکایت میکند، این علائم اغلب کاملاً واقعی هستند. ممکن است متوجه شوید که این دردها در آخر هفته یا روزهای تعطیل به طرز معجزهآسایی ناپدید میشوند. این موضوع به این معنا نیست که کودک شما «تمارض» میکند یا دروغ میگوید. این علائم، واکنشهای فیزیکی و واقعی بدن به اضطراب شدید هستند. در واقع، بدن کودک در حال فریاد زدن ترسی است که شاید نتواند با کلمات بیان کند. این واکنشهای جسمی بهویژه در کودکانی که هنوز دایره واژگان احساسی کاملی برای بیان ترس و نگرانی خود ندارند، شایع است و بدن آنها به ابزار اصلی برای ابراز پریشانی تبدیل میشود. به رسمیت شناختن و جدی گرفتن این علائم، اولین قدم برای درک عمق پریشانی کودک است، نه اینکه احساسات او را بیاهمیت جلوه دهیم.
اضطراب شما مسری است: مراقب الگوبرداری فرزندتان باشید
کودکان متخصص خواندن زبان بدن و هیجانات والدین خود هستند. یکی از دلایل غافلگیرکننده اما مهم در ترس کودک از مدرسه، اضطراب خود والدین است. تحقیقات نشان میدهد کودکانی که والدین خجالتی، مضطرب یا افسرده دارند، با ریسک بالاتری برای ترس از اجتماع و مدرسه مواجه هستند.
اگر شما در حضور فرزندتان نگرانی خود را دربارهی تکالیف، معلمان یا محیط مدرسه ابراز کنید یا حتی بدون کلام و با زبان بدن خود مضطرب به نظر برسید، کودک این پیام را دریافت میکند که مدرسه مکانی ناامن و ترسناک است. او از رفتار و باورهای شما الگوبرداری میکند. پس بسیار مهم است که آرامش خود را حفظ کرده و الگویی از اعتمادبهنفس برای فرزندتان باشید و مراقب گفتگوهایی که در حضور او دارید، باشید.
اجبار و تهدید، ترس از مدرسه را عمیقتر میکند
در مواجهه با امتناع کودک از رفتن به مدرسه، بسیاری از والدین به سمت واکنشهای سختگیرانه مانند مقایسه (ببین بقیه از مدرسه نمیترسند) تهدید یا اجبار کشیده میشوند. این رویکرد نه تنها کمکی نمیکند، بلکه ترس کودک را تشدید کرده و مشکلات را عمیقتر میکند.
فشار آوردن به کودک برای رفتن به مدرسه میتواند عواقب بلندمدت و جدی به همراه داشته باشد. این کار انگیزه او را از بین میبرد، احساسات منفی او را نسبت به یادگیری تقویت میکند و میتواند به مشکلات روحی جدیتری مانند افسردگی یا تبدیل شدن این ترس ساده به یک فوبیای تمامعیار منجر شود. در چنین شرایطی اگر با اجبار و فشار، نوآموز را به مدرسه بفرستید ممکن است باعث کاهش انگیزه، بروز مشکلات روحی مانند افسردگی و فوبیای مدرسه شوید و به کودک رنج زیادی را تحمیل کنید.
روز بیماری نباید به تعطیلات تبدیل شود
این یک راهکار عملی و بسیار مؤثر است که شاید برخلاف تصور عمل کند. اگر فرزندتان به دلیل علائم ناشی از اضطراب در خانه ماند، آن روز نباید به یک روز سرگرمکننده و جذاب تبدیل شود.
قانون باید روشن باشد: اگر کودک به اندازهای «بیمار» است که نمیتواند به مدرسه برود، پس باید مانند یک فرد بیمار واقعی در رختخواب استراحت کند. این یعنی خبری از بازیهای ویدیویی، تماشای تلویزیون، خوراکیهای ویژه یا سرگرمیهای دیگر نیست. هدف از این کار تنبیه نیست، بلکه حذف انگیزههای پنهان برای مدرسه نرفتن است. وقتی ماندن در خانه کسلکنندهتر از رفتن به مدرسه و بودن در کنار دوستان و فعالیتهای آن باشد، جذابیت غیبت کردن به میزان قابل توجهی کاهش مییابد.
صداقت، پلی بر روی ترس میسازد: هرگز در مورد رفتن، دروغ نگویید
یکی از بزرگترین وسوسهها برای والدین، بهخصوص در روزهای اول، این است که کودک را در مدرسه رها کرده و یواشکی فرار کنند. این کار اشتباهی ویرانگر است. همانطور که روانشناسان کودک تأکید میکنند، هرگز نباید در مورد ترک کردن کودک در روز اول مدرسه دروغ گفت، زیرا این کار اعتماد او را نسبت به شما و محیط اطرافش از بین میبرد. بیاعتمادی، ریشهی اصلی حس ناامنی است که اضطراب کودک از آن تغذیه میکند.
به جای این کار، یک روتین خداحافظی ساده، کوتاه و صادقانه داشته باشید. به او بگویید که میروید و چه زمانی برای بردنش بازخواهید گشت. سپس، حتماً سر همان ساعتی که قول دادهاید، آنجا باشید. این ثبات و قابل پیشبینی بودن، همان حس امنیتی را میسازد که کودک برای غلبه بر ترس خود به آن نیاز دارد.
سخن پایانی
همانطور که دیدیم، غلبه بر ترس از مدرسه کمتر به انضباط و سختگیری و بیشتر به همدلی، درک دلایل ریشهای و ساختن یک پایهی محکم از امنیت و اعتماد مربوط میشود. این رویکرد نه تنها مشکل امروز را حل میکند، بلکه رابطهی شما با فرزندتان را برای چالشهای آینده نیز تقویت میکند.
اکنون لحظهای تامل کنید و از خود بپرسید: “چگونه میتوانید امروز رویکرد خود را از تلاش برای کنترل رفتار فرزندتان به درک عمیقتر احساسات پشت آن تغییر دهید؟”